|
هیئت پنج تن آل عبا خادم تور زيارتي عتبات عاليات،مشهد مقدس،قم و مشارف مقدسه،ارائه ويزاي كربلا(گروهي،انفرادي)
| |||||||
|
السلام علیک یا اهلبیت النبوه (ع) شاید این جمعه بیاید شاید .......
کاربر گرامی این سایت در حال باز سازی مجدد می باشد چنانچه کمو کاستی مشاهده میکنید به بزرگواریتون ببخشید. ارادتمند خاندان اهلبیت عصمت و طهارت علیه السلام : خادم الحسین(ع)
برچسبها: هیئت پنج تن ال عبا, ع, اسناد و روایات اهلبیت, اشعار, احادیث معتبر با سند [ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ خادم الحسين (ع) ]
میلاد زهره زهرا، طاهره مطهره، کوثر رسول، حضرت زهرای بتول به محضر مبارک حضرت ولیعصر روحی وله الفدا و همه محبین واقعی خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها و بر همه مسلمانان جهان مبارک باد.
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ خادم الحسين (ع) ]
سرود میلاد حضرت زهرا(س) با سبک: اینجا کلیک کنید تمام هستی به شورو مستی غزل فشاند به پای تو عشق مولا یا فاطمه یا فاطمه گل طاها یا فاطمه یا فاطمه(2) فضای مکه حریم مکه ستاره باران ز مقدمت عشق مولا یا فاطمه یا فاطمه گل طاها یا فاطمه یا فاطمه(2) خدیجه ای روه صبرو تقوا خدا عطا کرده گوهرت عشق مولا یا فاطمه یا فاطمه گل طاها یا فاطمه یا فاطمه(2) برچسبها: اشعار با سبک, حضرت زهرا, سرود مادر, سبک شعر, میلاد تولد مبارک [ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ خادم الحسين (ع) ]
سرود میلاد حضرت زهرا(س) با سبک : سرزمین من.....
یا فاطمه- یازهرا (3) بانگ منادی آمد موسم شادی آمد یا فاطمه- یازهرا (3) بلبل حیدر تویی تاج گل سر تویی یا فاطمه- یازهرا (3) حسن را نور عینی تو مادر حسینی یا فاطمه- یازهرا (3) یاس پیمبر من ساقی کوثر من یا فاطمه- یازهرا (3) صاحب قلب رسول مرضیه یو بتول یا فاطمه- یازهرا (3)
برچسبها: سرود میلاد, حضرت زهرا, اشعار, با سبک, شادی [ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ خادم الحسين (ع) ]
فوایدسحرخیزی بااستنادبه احادیث ائمه(ع)یکی از عادت هایی که بیشتر مردم به آن دچار هستند خوابیدن اول صبح و غفلت از سحرخیزی است. در دین مبین اسلام و در سخنان بزرگان سفارش بسیار زیادی به سحرخیزی شده است، اما شب بیداری ها، میهمانی ها و تفریحات شبانه و تماشای تلویزیون را به سحرخیزی ترجیح می دهیم. این در حالی است که ثابت شده افسردگی یکی از نتایج خواب صبحگاهی است. اگر می خواهید درباره فواید سحرخیزی بیشتر بدانید و عزم خود را برای یک تغییر بزرگ در زندگی جزم کرده اید، ادامه مطلب را کامل بخوانید. جسم و روح انسان نیازهای خاصی دارد و بسیاری از اندیشمندان معتقدند انسان روحی است که جسم دارد؛ به عبارتی اولویت اصلی انسان تغذیه روح است همچنان که انسان به تغذیه جسم اهمیت می دهد باید به تغذیه روح هم توجه کند و حتی به آن اهمیت بیشتری بدهد و آن چه را برای سلامت روحش مفید است، به کار گیرد، جلیل معماریانی مشاور فکری جوانان می گوید: همان طور که فی المثل اگر می خواهیم اندام متناسب و بدن سالمی داشته باشیم و از ورود میکروب به بدن جلوگیری کنیم باید یک سری نکات را رعایت کنیم، ورزش کنیم و بهداشت تغذیه و محیط را در نظر بگیریم، باید نیازمندی های روح را هم بشناسیم و آن را برآورده کنیم. داشتن صفات نیکو، پرورش فضایل اخلاقی، مداومت بر انجام کارهای خوب و پرهیز از رذایل اخلاقی از جمله مهم ترین راهکارهایی است که به تغذیه روح کمک می کند. یکی از بهترین راه ها برای تغذیه روح، سحرخیزی است. نتایج تحقیقات گسترده علمی نشان می دهد که سحرخیزی ،که در تعلیمات دینی بر آن توصیه بسیاری شده است-،برای روح و جسم بسیار مفید است. به عنوان مثال غلظت خون با سحرخیزی کاهش می یابد و هورمون های ضدافسردگی در بدن انسان ترشح می شود، به طوری که افراد سحرخیز کمتر دچار افسردگی می شوند. سحر زمانی است که اکسیژن خالص به سطح زمین می رسد و این هوای پاک و اکسیژن خالص برای سیستم بدن بسیار مفید است. در بسیاری از روایات اسلامی، ائمه اطهار(ع) به سحرخیزی توصیه کرده اند. امام رضا(ع) در روایتی می فرمایند که رزق خاصی برای بندگان تقسیم می شود که زمان آن بین طلوعین است. یعنی بین طلوع فجر و طلوع خورشید و خواب در این ساعات مکروه است زیرا انسان را از دریافت این رزق خاص محروم می کند. در مذمت خواب صبح گاه روایات بسیاری داریم. در روایتی آمده است که خواب صبح از نادانی انسان سرچشمه می گیرد. این روایت بدین معناست که اگر انسان بداند نخوابیدن در این ساعات از روز چه فوایدی دارد، هرگز نمی خوابد اما نسبت به این مسئله نادان است.معماریانی با اشاره به این که سحرخیزی در وسعت رزق، زیبایی چهره و اخلاق حسنه تاثیر دارد، می گوید: علمای اخلاق تاکید می کنند که اگر می خواهید اخلاق حسنه داشته باشید، سحرخیز باشید. از طرف دیگر سحرخیزی باعث تقویت اراده فرد می شود. زیرا خواب صبح که در ادبیات ما به «شکرخواب» معروف است، بسیار شیرین است و مقاومت برای نخوابیدن در این ساعات فقط کار انسان های بااراده است. در واقع همان زمانی که به بیداری و سحرخیزی توصیه شده است، خواب بسیار لذت بخشی دارد و سحرخیزی یعنی غلبه بر این خواب لذت بخش برای رسیدن به دستاوردهای بهتر و بزرگ تر، مقاومت در برابر خواب صبحگاهی و کسب این لذت اراده انسان را تقویت می کند، کسی که بتواند در مقابل این لذت مقاومت کند در طول زمان قادر خواهد بود با تقویت اراده در برابر لذت گناهان هم مقاومت کند. حتی شاید بتوان گفت قدرت روحی افراد با چنین تمرین هایی افزایش پیدا می کند. چنان که افرادی که عادت به سحرخیزی دارند، به طور کلی مقاوم ترند و قدرت روحی بالاتری دارند، بسیاری از روستاییان که عادت به سحرخیزی دارند، انسان های مقاوم و با استقامتی هستند و در برابر مشکلات به زانو در نمی آیند. یکی از ویژگی های اصلی این افراد همین سحرخیزی است. سحرخیزی و غلبه بر خواب صبح در طول زمان از آن ها انسان های با استقامت و مقاومی می سازد که دیگر افراد ناخودآگاه با حضور در کنار آن ها این قدرت را احساس می کنند.اصولا یکی از ویژگی های مشترک انسان های موفق و خلاق سحرخیزی است. نتایج تحقیقات نشان می دهد افرادی که به توفیقات بسیار بزرگی در زندگی خود رسیده اند، سحرخیز بوده اند. در گذشته تعداد بیشتری از مردم سحرخیز بودند، اما متأسفانه در حال حاضر این عادت متعلق به نسل گذشته است و فقط پدربزرگ و مادربزرگ ها هستند که عادت به سحرخیزی دارند. بزرگان گفته اند هیچ کاری مثل خواب صبح شیطان را خوشحال نمی کند زیرا او درمی یابد که عده زیادی از نعمت و رزق و مغفرت و سلامت و توفیق و آرامش محروم شده اند. به همین دلیل است که امام صادق(ع) می فرمایند: سحرخیزی را از دست ندهید زیرا کسی که سحرخیز نیست از بسیاری از نعمت ها و رزق ها محروم است. همچنین در روایات آمده است که جبرئیل به حضرت محمد(ص) فرمود: «ای محمد(ص)، هر گونه می خواهی زندگی کن ولی بدان که از این دنیا رخت برمی بندی، هر گونه می خواهی دوست بدار ولی بدان پایان آن جدایی است، هر گونه می خواهی عمل کن ولی بدان برای کردارهایت جزایی است اما بدان که شرف و بی نیازی مرد در سحرخیزی است.» این روایت حاوی نکته عجیبی است که سحرخیزی را به بی نیازی ارتباط می دهد. پیامبر(ص) می فرمایند که ۳ گروه از وسوسه های ابلیس و لشکریانش در امان هستند یکی گروهی که خداوند را زیاد یاد می کنند، گروهی که از بیم خدا گریانند و گروهی که سحرها استغفار می کنند. خوب است بدانید رزقی که در سحر مقدر می شود رزق خاصی است که خداوند برای بندگان سحرخیز خود در نظر می گیرد. البته منظور فقط رزق مادی نیست بلکه معرفت، وجدان و شعور رزق بعضی انسان هاست که این امر به تقویت روح و عزت نفس آن ها منجر می شود. آن چه نشاط و سرزندگی را از زندگی بسیاری از مردم با وجود داشتن امکانات رفاهی و مالی گرفته، نبود همین رزق خاص است. امام باقر(ع) می فرمایند: خداوند بنده ای را که زیاد دعا کند، دوست دارد و بر شما باد دعای سحر تا طلوع آفتاب زیرا آن زمان درهای آسمان گشوده می شود و رزق انسان ها تقسیم می شود و نیازهای بزرگ و ضروری وی برآورده می شود. همچنین امام رضا(ع) می فرمایند کسی که بین فجر و طلوع بخوابد از روزی اش خواب مانده است امام سجاد(ع) می فرمایند قبل از طلوع آفتاب نخواب زیرا خداوند در این زمان روزی بندگان را به جریان می اندازد. [ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ خادم الحسين (ع) ]
گزیده یی از عوامل افسردگی از نظر قرآن کریم اشاره به 10 مورد از منظر قران کریم و احادیث ائمه اطهار (ع) با دقت در آیات و روایات و مراجعه به منابع دینی عوامل ذیل که یکی پس از دیگری بیان می شود به عنوان علل و عوامل نگرانی، اضطراب، افسردگی و سایر بیماری های روحی، مطرح می شود که بیشتر جنبه شناختی دارند. هر چند عوامل دیگر نیز وجود دارند. در این مقاله به ریشه برخی از این تنیدگی ها که در قرآن کریم آمده است اشاره می کنیم. 1. کفر و بی ایمانی هر چند کفر در بینش اسلامی خود نوعی بیماری روانی است، لکن به نوبه خود یکی از علل بیماری روانی است؛ زیرا کفر یکی از موانع شناخت و درک صحیح واقعیات و حقایق است. به واسطه کفر، ابزار اصلی شناخت یعنی قلب، چشم و گوش از کار می افتد «خَتَمَ اللهُ عَلَی قُلُوبِهِم وَ عَلی سَمْعِهِم وَ عَلی اَبْصَارِهِم غِشَاوَة؛(1) خداوند بر دل ها و گوش ها و چشم های شان پرده افکنده است» و این یعنی ظلمت و گمراهی مطلق که در آیه دیگر فرمود: «وَ مَنْ لَمْ یجْعَلِ اللهُ لَهُ نُورَاً فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ؛(2) کسی که برای خدا برای او نوری قرار نداده برای او نور نیست» و این تاریکی و ظلمت مطلق همان ایجاد زمینه بالقوه برای اضطراب، تشویش درونی و نگرانی های روحی است. 2. فراموشی یاد خدا و اعراض از آن کسی که از یاد خدا غافل گردد و از آن دل بگرداند علاوه بر عذاب اخروی، در دنیا نیز به زندگی سختی مبتلا خواهد شد: «مَنْ أعْرَضَ عَنْ ذِکرِی فَإنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یوْمَ الْقِیامَةِ اَعْمَی؛(3) هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی(سخت) و تنگی خواهد داشت و در روز قیامت هم، نابینا محشور می شود.» درهای زندگی به کلی بر وی بسته می شود و این همان معیشت سخت است؛ زیرا کسی که خدا را فراموش کند برای او چیزی غیر از دنیا نمی ماند که آن را کمال مطلوب خود سازد. قهراً همه کوشش ها معطوف به آن می شود و این نوع زندگی هیچ گاه او را آرام نمی کند و چنین کسی به آرامش نخواهد رسید؛ چرا که همیشه یا برای از دست دادن چیزی و یا برای دست نیافتن چیزی در حال افسردگی، اضطراب و نگرانی و تشویش خاطر و غمگینی بسر می برد. 3. خود فراموشی به دنبال خدا فراموشی، انسان مبتلا به خود فراموشی می شود. «وَ لاتَکونُوا کالَّذِینَ نَسُوا اللهَ فَاَنْسَیهُمْ اَنْفُسَهُمْ؛(4) هم چون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به خودفراموشی گرفتار کرد.» کسانی که مبتلا به خود فراموشی هستند ارزش ها، استعدادها و لیاقت های ذاتی خود را فراموش می کنند و کسی که جز به نفس خویش بپردازد، خود را در تاریکی ها سرگردان ساخته و به هلاکت رساند. 4. دلبستگی به امور مادی و غیر الهی دلبستگی شدید به امکانات فردی و اجتماعی از قبیل ثروت، فرزند، پست، مقام، عشیره و امثال این ها که زینت حیات دنیایی است انسان را از ذکر و یاد خدا غافل می کند، لذا قرآن در این باره هشدار می دهد و می فرماید: «یا أیهَا الَّذِینَ آمَنُوُا لاتُلْهِکمْ اَمْوَالَکمْ وَ لا اَوْلادَکمْ عَنْ ذِکرِاللهِ وَ مَنْ یفْعَل ذَلِک فَأُولئِک هُمُ الْخَاسِرُون؛(5) ای کسانی که ایمان آورده اید اموال و فرزندان تان شما را از یاد خدا غافل نکند و کسانی که چنین کنند، زیان کارند.» 5. حرص و طمع یکی از اولین انگیزه هایی که انسان را به صفات رذیله از قبیل اعراض از یاد خدا و جمع و کنز اموال وا می دارد صفتی به نام (هُلْع) است. انسان هلوع هرگاه دچار تنش و فقدانی بشود، عجز و لابه می کند و چون خیری (نفعی) به او برسد بخل میوزد و حاضر نیست دیگران از آن منافع حظی داشته باشند: «إنَّ الإنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إذَا مَسَّهُ الْخَیرُ مَنُوعاً؛(6) به یقین انسان، حریص و کم طاقت آفریده شده است. هنگامی که بدی به او می رسد بی تابی می کند و هنگامی که خوبی به او می رسد، مانع دیگران می شود (بخل می ورزد)». 6. بی توجهی به نماز یاد خدا مایه آرامش دل هاست و نماز موجب تداوم یاد خداست تا جایی که گفته شد: «أقِمِ الصَّلَوةَ لِذِکرِی؛(7) نماز را به خاطر این که یاد من است بپا دارید» و نماز طبق صریح آیه قرآن از هر عمل عبادی دیگر برتر است: «أنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْکرِ وَ لَذِکرُ اللهِ أکبَر؛ (8) نماز فحشا و منکرات را از جامعه و از امن اهل نماز دور میسازد و هیچ فریضه ای بالاتر از نماز نیست.» حال بی توجهی به برترین عامل آرامش در انسان، نتیجه آن جز اضطراب، استرس و هیجان نخواهد بود.
هنگامی که پرده های غفلت و غرور آرزوهای دور و دراز بر قلب و تمامی وجود انسان سایه افکند، دیگر توانایی درک حقایق و واقعیت را نخواهد داشت و همین باعث به فراموشی سپردن یاد خدا می شود. چه زیبا فرمود قرآن کریم درباره کافران که: «ذَرْهُمْ یأکلُوا وَیتَمَتَّعُوا وَ یلْهِهِمُ الأمَلُ فَسُوفَ یعْلَمُونَ؛(9) بگذار از آنها بخورند و بهره گیرند، و آرزوها آنان را غافل سازد، ولی به زودی خواهند فهمید». یعنی نتیجه بد این آرزوهای طولانی را(چون اصل آرزو بد نیست، آرزوهای طولانی مذموم است) بزودی خواهند دید. 8. دنیاطلبی و دلبستگی به آن انسان دلبسته به دنیا همیشه در اضطراب و نگرانی به سر می برد؛ زیرا دنیا قرین با انواع فقدان هاست و فشارهای روانی ناشی از این فقدان ها اضطراب زاست. امام علی علیه السلام می فرماید: «حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ الْفِتَنِ وَ أصْلُ الْمِحَنِ؛(10) دوستی دنیا، سرِ همه فتنه ها و ریشه همه اندوه ها و محنت هاست» یعنی عاشق دل باخته دنیا، تمامی عوامل اندوهگینی و اضطراب را دارد چون ریشه همه این نگرانی ها محبت دنیا است. 9. نداشتن خوف از خدا کسی که از خدا و مجازات های عادلانه او نترسد تا سبب کنترل افکار، اعمال و احساسات وی شود زمینه خوف(رهبه) یعنی ترس توأم با اضطراب شدید در وی ایجاد می شود. به تعبیر بهتر هر کس از خدا بترسد از هر چیزی دچار وحشت و اضطراب می شود. در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «مَنْ خَافَ اللهَ عزَّوجلَّ أخَافَ اللهُ مِنْهُ کلَّ شَی ءٍ وَ مَنْ لَمْ یخِفِ اللهَ عزَّوجلَّ أخَافَهُ اللهُ مِنْ کلِّ شیءٍ؛ (11) هر کس از خدای بزرگ بترسد خداوند خوف او را در دل هر چیزی قرار می دهد یعنی همه از او می ترسند، و هر کس از خدای بزرگ نترسد، خداوند ترس همه چیز را در دل او قرار می دهد و از همه کس می ترسد». شبیه این روایت از رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالموءمنین علیه السلام نیز نقل شده است. (16) و امام علی علیه السلام فرمودند: «ثَمَرَةُ الْخَوْفِ ألأمْنِ» و فرمود: «اَلْخَوُفُ أمَانٌ» و فرمودند: «ِفْتَأْمَنْ»(12) بنابراین ترس از خدا هم در دنیا و هم در آخرت آرامش و امنیت می آورد و قهراً ترک خوف از خدا، مستلزم وحشت و اضطراب خواهد بود. 10. ترک ازدواج یکی از مواهب الهی وجود همسر شایسته برای انسان است که مایه آرامش زندگی است. چنان چه قرآن کریم در دو آیه به این جهت تصریح فرموده است: «وَ مِنْ آیاتِهِ أنْ خَلَقَ لَکمْ مِنْ اَنْفُسِکمْ اَزْوَاجاً لِتَسْکنُوا اِلَیهَا؛(13) از جمله نشانه های خدا این است که از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنها آرامش بیابید» در آیه دیگر هم فرمود: «هُوَ الَّذِی خَلَقَکمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ جَعَلَ فِیهَا زَوُجَهَا لِیسْکنَ اِلَیهَ؛(14) او خدایی است که همه شما را از یک فرد آفرید و همسرش را نیز از جنس او قرار داد تا در کنار او بیاساید و آرام گیرد.» این آرامش از اینجا ناشی می شود که این دو جنس، مکمل و مایه نشاط و شکوفایی و پرورش یکدیگر می باشند؛ به طوری که هر یک بدون دیگری ناقص است. طبیعی است که در میان یک موجود و مکمل وجود او، چنین جاذبه نیرومندی وجود داشته باشد. از اینجا می توان نتیجه گرفت آنها که پشت پا به این سنت الهی می زنند وجود ناقصی دارند؛ چرا که یک مرحله تکاملی آنها متوقف شده است. این آرامش و سکونت هم از نظر جسمی است و هم از نظر روحی، هم از جنبه فردی است و هم اجتماعی. بیماری هایی که به خاطر ترک ازدواج برای جسم انسان پیش می آید قابل انکار نیست. هم چنین عدم تعادل روحی و ناآرامی های روانی که افراد مجرد با آن دست به گریبانند کم و بیش بر همه روشن است. از نظر اجتماعی افراد مجرد کمتر احساس مسئولیت می کنند و به همین جهت انتحار و خودکشی در میان مجردها بیشتر دیده می شود و جنایات هولناک نیز از آنها بیشتر سر می زند. به هر حال، وقتی وجود همسر مایه آرامش باشد قهراً فقدان آن مایه اضطراب و نگرانی است. پی نوشت ها: (1) - سوره مبارکه بقره، آیه 7. (2) - سوره مبارکه نور،آیه 40 . (3) - سوره مبارکه طه،آیه 12. (4) - سوره مبارکه حشر،آیه19. (5) - سوره مبارکه منافقون،آیه 9. (6) - سوره مبارکه رعد،آیه 28. (7) - سوره مبارکه معارج،آیه 21-19. (8) - سوره مبارکه طه،آیه 14. (9) - سوره مبارکه عنکبوت،آیه 45. (10) - سوره مبارکه حجر، آیه 3. (11) - میزان الحکمه، ج 3، ص 294. (12) - بحار، ج 70، ص 381. (13) - میزان الحکمه، ج 3، ص 184. (14) - میزان الحکمه، ج 3، ص 186. [ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ خادم الحسين (ع) ]
شاید در اذهان بعضی از افراد این سوال پیش بیاید که آیا شفا طلبیدن از قرآن و دعا جائز است و می توان برای دردها به آن تمسک جست؟ خداوند تعالی در قرآن می فرمایند: ما آنچه از قرآن فرستادیم شفا و رحمت الهی برای مومنین است (اسراء آیه 82) با توجه به آیات و روایات ذکر شده شفا جستن از آیاتی و دعاهایی که از اهل بیت علیه السلام وارد شده هیچ اشکالی ندارد ولی باید زمینه را که توجه به لقمه حلال، پاک ساختن باطن و ذکر و فکر از وسوسه های شیطانی است برای تاثیرگذاری این دعاها آماده کرد. تاثیر گفتن بسم الله عبدالله بن یحیی که از دوستان امیرمومنان علی علیه السلام بود به خدمتش آمد و بدون گفتن بسم الله بر تختی که در آنجا بود نشست، ناگهان بدن وی منحرف شد و بر زمین افتاد و سرش شکست علی علیه السلام دست بر سر او کشید و زخم او التیام یافت بعد فرمودند: آیا نمی دانی که پیامبر (ص) از سوی خدا برای من حدیثی نقل کرد که هر کار بدون نام خدا شروع شود بی سرانجام می ماند. گفتم: پدر و مادرم به فدایت باد می دانم و بعد از این ترک نمی کنم امام علی علیه السلام فرمودند: در این حال بهره مند و سعادتمند خواهی شد. امام صادق علیه السلام می فرمایند: بسیاری اتفاق می افتد که بعضی از شیعیان ما بسم الله را در آغاز کارشان ترک می گویند و خداوند آنها را با ناراحتی مواجه می سازد تا بیدار شوند و ضمنا این خطا از نامه ی اعمالشان شسته شود. فضایل و خواص سوره مبارکه فاتحة الکتاب این سوره مبارکه به جهت رفعت و شرافتش تقریباً بیست و اندی اسم دارد ما تنها به چند نام مشهور آن اکتفا می کنیم. یکی از آنها به نام حمد است که به مناسبت حمد و ستایشی است که در این سوره از پروردگار یکتا خداوند تبارک و تعالی به عمل آمده است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: سوره حمد سوره ای است که اول آن ستایش و میانه آن اخلاص و آخر آن نیایش می باشد. نام دیگر این سوره فاتحه است چون قرآن و نماز با آن شروع می گردد. دیگر نام این سوره جامع و ام الکتاب و ام القرآن است چون معظم کل معانی قرآن را شامل است و عرب هر جامعی را ام می نامند و همچنین به چیزی که تقدم بر دیگران داشته ام اطلاق می کند و این سوره شریفه بر سایر سوره های قرآن تقدم دارد. از دیگر نامهای شریف این سوره شفا است زیرا پیامبر (ص) درباره این سوره می فرمایند: ام الکتاب شفاء من کل داء. سوره حمد شفای هر درد و بیماری است. از امام صادق علیه السلام نقل شده است که هر کسی در صبح قبل از آنکه حرف بزند هفت بار سوره مبارکه حمد را بخواند هر ناخوشی و مرضی که دارد برطرف گردد و هرگاه در آن روز ناخوشی و مرضی زایل نگردد در روز دیگر بعد از نماز صبح و قبل از حرف زدن هفتاد مرتبه این سوره را با اعتقاد کامل بخواند من ضامن شفا او خواهم بود. پیامبر (ص) می فرمایند: هر کس سوره حمد را بخواند چنان است که دو سوم قرآن را خوانده و ثواب آن کسی که بر همه مومنان تصدق کرده باشد به او داده می شود و نیز ایشان می فرمایند: هر کس به صدای قاری این سوره گوش دهد به اندازه یک سوم ثواب آن به وی داده می شود. در خواص این سوره از پیامبر (ص) نقل است که هنگام خواب بر پهلو بخوابید و سوره های حمد و توحید را بخوانید از همه بلایا ایمن خواهید بود و هر کس در حین ورود به منزل خود سوره های حمد و اخلاص را بخواند خداوند فقر و تنگدستی را از او برطرف و خیر و برکت بسیار به وی عطا می کند. در روایتی امام صادق علیه السلام می فرمایند: هرگاه که هفتاد مرتبه سوره حمد را بر یک دردی خواندم آن درد تسکین یافت. از امام محمد باقرعلیه السلام نقل است اگر سوره حمد را بر میتی هفتاد مرتبه خوانده شود و آن میت زنده شود جای تعجب ندارد. از پیامبر (ص) نقل است جهت کم شدن تب، این سوره را چهل بار ظرف آبی بخوانید و بر روی آدم تب دار فشار دهید و در جای دیگر امده است هر کس بعد از عطسه سوره حمد را بخواند آنگاه به کف دست خود بدمد و به صورت خود بمالد از سردرد و چشم درد و آمدن خون بینی در امان خواهد بود. نقل است شیطان رجیم در مدت عمر خود چهار ناله جانکاه کرد: وقتی که طناب لعنت بر گردنش افتاد زمانی که از بهشت رانده شد وقتی که رسول اکرم (ص) به رسالت مبعوث شد هنگامی که سوره حمد نازل شد [ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ خادم الحسين (ع) ]
شهادت خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها به روایتی زندگى بانوى بزرگ اسلام با آن كه در جوانى به خزان گراييد، در همان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى براى پيروان حضرتش به جا گذاشت. يكى از اين آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضيه (س) يكصدا و همسو آن را فرياد مى كرد، اهتمام و جديت نسبت به دين بوده است.
مظلوميت با همه بخش هاى زندگى صديقه طاهره پيوند خورد، به ويژه حوادث
دوران پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) كه همچو تندبادى بر آن ياس
نبى وزيد و منجر به شهادت دردناك و غم آور آن ريحانه
رسول گرديد، اما همين مظلوميت هاى پيوسته نيز همگى يك
جهت را نشان مى دهد و آن سوى دين دارى و پايدارى به پاى دين اصيل است. - كودكى فاطمه مرضيه (س) با دوره نخست تبليغ دين در مكه توأم گرديد. مشاهده پدر كه به ضرب سنگباران زخمى شده يا شكمبه شتر بر سر و روى مباركش ريخته اند، بخشى از سهم كودكى فاطمه (س) در رسالت دشوار رسول خدا محمد (ص) بود.
اوج اين سختى، در سه ساله محاصره در شعب ابى طالب (ع) به وقوع پيوست. تلخ كامى هايى كه با مرگ مادر عزيزش، تلخ تر شد. پيام اين دوران نيز در پاسخ نبى اكرم (ص) به وعده هاى فريباى سران مكه جلوه مى نمود كه فرمود: اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم قراردهيد تا امر رسالت الهى را وانهم، چنين نخواهم كرد.
و اين درس بزرگ استقامت در دين بود. - آغاز نوجوانى آن حضرت در مدينه با جنگ هاى پى درپى عليه مسلمانان همراه شد. عروس خانه اميرالمؤمنين علی عليه السلام در غياب همسر خود كه سردار بى بديل سپاه اسلام بود، بارسنگين كارهاى خانه و رسيدگى به فرزندان خردسال را به دوش مى كشيد. داستان دستان زهراى مرضيه (س) كه از چرخاندن آسياب سنگى زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش كه سلمان را به گريه انداخت، همچنين ماجراى شبهاى خانه على عليه السلام كه فرزندان كوچكش گرسنه سر بر بالين مى گذاشتند، گوشه هايى از درد و رنج نوعروس آسمانى اسلام است كه همگى به پاى نهال نورس اسلام و براى جان گرفتن درخت رسالت بود.
- عزاى غمبار سيدالشهدا عليه السلام كه بزرگترين مصيبت تاريخ بشر است،
پيشاپيش خاندان نبوت را به استقبال خود برد. سخن كه بدين جا رسيد حضرت فاطمه (س) اين بار سنگين را پذيرفت. اندوه مظلوميت حسين عليه السلام حتى پيش از ولادت، قلب و جان بانوى بزرگ اسلام را آكند و تا آخرين مراحل حيات همراه ايشان بود چنان كه در لحظات سراسر اندوه وداع آن حضرت با همسر مظلومش اميرالمؤمنين عليه السلام از آخرين وصاياى صديقه طاهر ه اين بود: .. كشته دشمنان در كنار فرات را از ياد مبر. اين همه اندوه فقط به پاى دين و براى حفظ آن. - گذشته از جهت گيرى كلى در زندگانى حضرت زهرا (س)، تعاليم آن بانو نيز در جهت ترويج و تشويق اهتمام به دين قرار داشت. امام عسگرى عليه السلام نقل مى فرمايد: كه روزى خانمى خدمت حضرت زهرا (س) آمد و سؤالاتى راجع به نماز پرسيد. چون تعداد سؤالات زياد و زمان طولانى شد، زن خجالت كشيد و گفت: بس است ديگر زحمت نمى دهم. بانوى اسلام فرمود: هرچه مى خواهى بپرس. آيا اگر كسى اجير شود كه بار سنگينى را به بام برساند و يكصدهزار دينار (طلا) اجرت دريافت كند اين كار بر او سخت مى آيد؟... من سزاوارترم كه اين كار برم گران نيايد. از پدرم رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود: دانشمندان شيعه ما در روز قيامت درحالى محشور مى شوند كه به اندازه فهم و دانش و كوشش آنان در راه ارشاد بندگان، بر قامتشان خلعت هاى كرامت و بزرگوارى افكنده مى شود. اين نحوه برخورد بانوى بزرگ اسلام، نوعى ارائه الگوى عملى به پيروانش در جهت اهميت دادن به فهم و پرسشگرى دين و فرهنگسازى دراين زمينه است. در موردى ديگر حضرت زهرا (س) به خانمى حجت و استدلالى آموخت تا در بحث بر مبلغ معاندى پيروز شود. زمانى كه آن زن پس از غلبه بر مخالف، ابراز شادى زيادى نمود، حضرت به او فرمودند: شادى فرشتگان به واسطه غلبه تو بر آن زن بيش از سرور تو است و غصه شيطان و عوامل او به واسطه حزن آن زن معاند، بيش از غصه خود او است. - ماجراهايى كه پس از رحلت رسول خدا (ص) بر فاطمه مرضيه (س) گذشت و شدت حزن و اندوه آن گرامى در آن دوران به وصف نمى آيد. تعبير خود ايشان در شعر منسوب به حضرتش اين است: مصيبت هايى بر من فروريخت كه اگر به روزها افكنده مى شد آنها را به شبهاى تاريك بدل مى نمود. آن بانو به موجب كلام امام صادق عليه السلام، پس از درگذشت پدر، دائماً اشكبار بود و پى در پى از شدت غصه از حال مى رفت و جسم مباركش مستمراً تراشيده مى شد. اما آن ولى و حجت الهى به همه اين اندوهها جهت الهى داد و همه را براى تقويت دين خدا و تحكيم موقعيت وصى و جانشين رسول خدا (ص) هزينه كرد و در كمال ماتم زدگى، مصائب خود را زمينه نهيب زدن بر مردمانى قرارداد كه غفلت و مصلحت انديشى دنيايى در خطر برگشت به جاهليت قرارشان داده بود. اين چنين بود كه زهراى اطهر (س) در چهره بزرگترين حامى و پيشواى مظلوم خويش ظاهر شد و سند حقانيت اميرالمؤمنين عليه السلام و مظلوميت آن جناب را با خون خود مهر كرد و ابديت بخشيد.
حضرت فاطمه زهرا (س) در دوران كوتاه رحلت رسول خدا (ص) با شهادت خويش،
يكبار به مسجد نبوى پاى گذاشت و خطبه خواند چنان كه عظمت و هيبت كلام
فاطمى ستونهاى مسجد و بلكه عرش الهى را به لرزه انداخت. به سوى شما از ميان خودتان پيامبرى آمد كه رنج و ناراحتى شما بر او دشوار بود و بر ايمان آوردن شما حرص مى ورزيد و به مؤمنين دلسوز و مهربان بود...
و هنگامى كه خداوند متعال خانه
جاودانى انبيا و جايگاه برگزيدگان را براى پيغمبرش اختيارنمود،
كينه هاى درونى و نفاق شما ظاهر گشت و جامه دين مندرس و فرسوده شد،
گمراهان خاموش به سخن درآمدند و گمنامان فرومايه دعوى نبوغ كردند. شتر باطل گرايان به صدا درآمد و در صحن خانه هايتان جولان نمود. شيطان از كمينگاه خود درحالى كه شما را به سوى خود مى خواند سركشيد و ديد كه چه زود دعوتش را پذيرفتيد... كجا مى رويد در حالى كه كتاب خدا پيش روى شما است. كتابى كه مطالب و امورش هويدا و احكامش درخشان و نشانه هايش روشن و نواهيش آشكار و اوامرش واضح است و شما آن را پشت سر خود انداخته ايد؟ آيا قصد اعراض از قرآن را داريد و يا به غير قرآن مى خواهيد داورى كنيد و حكم غير قرآن براى ستمكاران چه بد جزايى است! و هر كه جز اسلام دين ديگرى اختيار كند از او پذيرفته نشود و در قيامت جزو زيانكاران خواهد بود. همه هستى و لحظه لحظه عمر حضرت فاطمه مرضيه (س) يك بانگ را تكرار مى كرد. فرياد اعتنا و توجه به دين خدا، آنچنان كه خداوند خود خواسته و بدان امر فرموده: فرياد بيدار باش به مسلمانان كه خط اصيل دين را گم نكنند. و اين نهيب ها در دوران پررنج پس از پيامبر (ص) تا لحظه شهادت بانوى اسلام، به شكل فريادهاى اعلام مظلوميت اميرالمؤمنين علی عليه السلام و يادآورى حق پايمال شده او كه نشانه زير پا نهادن دين خدا بود، درآمد. سخـــــــــــــــــــن آخر اینــــــــــکه: خداوندا،پروردگارا باشد كه ما به عنوان شيعيان حضرت فاطمه زهرا (س) و عزاداران مصائب او اين پيام را دريابيم. به دين خدا اهتمام ورزيم و بكوشيم تا خط ولايت علوى عليه السلام را گم نكنيم. الهی امین [ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ خادم الحسين (ع) ]
حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها کیست؟ حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در نزد
مسلمانان برترین و والامقامترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار میباشد آیات متعددی در بیان شأن و مقام بانوی عظیم الشان نازل گردیده است که از آن جمله میتوان به آیهی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره مبارکه دهر، سوره مبارکه کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و ... اشاره نمود که خود تٱکید و تائیدی بر مقام و منزلت والای آن حضرت در نزد خداوند است. نام مبارک آن حضرت، فاطمه (س) است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است. حضرت فاطمه (س) در سال پنجم پس از بعثت در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. فاطمه در لغت به معنی بریده شده و جدا شده میباشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان حضرت فاطمه (س) به سبب او ،از آتش دوزخ بریده، جدا شده و مصون میباشند. زهرا : به معنای درخشنده است. صدّیقه: به معنی کسی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره: به معنای پاک و پاکیزه. مبارکه : به معنای با خیر و برکت بتول : به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه : به معنای راضی به قضا و قدر الهی مرضیه : یعنی مورد رضایت الهی کنیههای حضرت فاطمه (س) نیز عبارتند از ام الحسن، ام الحسین، ام الائمه، ام ابیها و... ام الائمه به معنای مادر تمام امامان ،ام ابیها به معنای مادر پدر میباشد و رسول اکرم (ص) دخترش را با این وصف میستود؛ این امر حکایت از آن دارد که حضرت فاطمه (س) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. نام پدر حضرت فاطمه (س) محمد بن عبدالله (ص) است که او رسول گرامی اسلام، خاتم پیامبران الهی و برترین مخلوق خداوند میباشد. مادر ایشان حضرت خدیجه دختر خویلد، از زنان بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به اسلام گرویده است و پس از پذیرش اسلام، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت اسلام و مسلمانان مصرف نمود. از او به طاهره (پاکیزه) یاد میشد و او را بزرگ زنان قریش مینامیدند. صدیقه کبری خواستگاران فراوانی داشت و به غیر از حضرت علی (ع) عدهای از نامداران صحابه نیز از او خواستگاری کردند و برای این وصلت، مهر سنگینی را اعلام نموده بودند. رسول خدا (ص) مسأله را به نظر خداوند موکول نمود تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر (ص) نازل شد و گفت: ای محمد! خدا بر تو سلام میرساند و میفرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است و پیامبر (ص) به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. بدین ترتیب بود که مقدمات زفاف فراهم شد. حضرت فاطمه (س) با مهری اندک (بر خلاف رسوم جاهلی که مهریه بزرگان بسیار بود) به خانه امام علی (علیه السلام) قدم گذارد. ثمره این ازدواج مبارک و میمون، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن بود. امام حسن و امام حسین (ع) از امامان 12 گانه میباشند که در دامان چنین مادری تربیت یافتهاند 9 امام دیگر (به غیر از امام علی (ع) و امام حسن (ع)) از ذریه امام حسین (ع) میباشند و بدین ترتیب و از طریق حضرت فاطمه (ع) به رسول خدا (ص) منتسب میگردند و از ذریه ایشان به شمار میروند و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین به حضرت فاطمه (ع) ایشان را 'ام الائمه' (مادر امامان) خطاب می نمایند. حضرت فاطمه زهرا (ع) در نزد شیعیان اگر چه امام نیست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای امیرالمؤمنین علی علیه السلام دارای منزلتی عظیمتر از سایر ائمه طاهرین (ع) میباشد. گفتار حضرت فاطمه زهراء(س) در خطبه فدکیه استوارترین جملات در توحید ذات اقدس بود. آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم (ص) آشکار میسازد و یا در مجالی که در آن خطبه، امامت را شرح مختصری میدهد. جایجای خطبه فدکیه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام و یا مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار و همچنین استدلالهای عمیق فقهی حضرت فاطمه (س) در جریان فدک، به روشنی بر احاطه و تسلط آن حضرت بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت دارد و خود سندی محکم بر اقیانوس بیکران علم آن بانوی بزرگواراست که متصل به مجرای وحی می باشد. پیامبر اکرم (ص)می فرمایند: «وقتى که مرا به معراج بردند، جبرئیل امین دست مرا گرفت و وارد بهشت کرد، از خرماى بهشتى به من داد و من آن خرما را تناول کردم، آن خرما در صلب من تبدیل به نطفه شد، و سپس حضرت فاطمه زهرا (س) از آن به وجود آمد، پس حضرت فاطمه (ع) انسان بهشتى است، هر وقت مشتاق بوى بهشت مىشوم فاطمه (س) را مىبویم.» با وفات پیامبر اکرم (ص)،حضرت فاطمه (س) غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آخرین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. از طرف دیگر با وفاتش باب وحی تشریعی بسته شد؛ و حق وصی او غصب گشته بود. بدین ترتیب دین از مجرای صحیح خود، در حال انحراف بود. حضرت فاطمه (س) در غم و اندوه پدر همیشه گریان و نالان بود. دیگر توصیفاتی که میتوان در وصف دخت پیامبر اکرم (ص) بیان کرد مسأله فدک بود. فدک قریهای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان خرماست و خطهای حاصلخیز میباشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به پیامبر (ص) بخشیدند. پس از این جریان و با نزول آیه «و ات ذا القربی حقه»، پیامبر (ص) بر طبق دستور الهی آن را به حضرت فاطمه (س) بخشید. حضرت فاطمه (س) و امیرمومنان علی (ع) در فدک عاملانی داشتند که در آبادانی آن میکوشیدند و پس از برداشت محصول، درآمد آن را برای حضرت فاطمه (س) میفرستادند. ایشان نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را میپرداختند و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم مینموند. این در حالی بود که اوضاع معیشت آن حضرت و امام علی (ع) در سادهترین وضع به سر میبرد. و گاهی به خاطر انفاق زیاد گرسنه سر به بالین مینهادند . از سوی دیگر ابابکرلعین با حیله و زور آن قریه را از چنگ ایشان درآورد و مال خود نمود و باعث ضربات روحی بسیاری به آن حضرت گشت. حادثه درنیم سوخته ،میخ و مسمارو لگد آن خبیث قهر در نار جهنم را همه میدانند . سرانجام حضرت فاطمه (س) بر اثر شدت ضربات آن لعین و لطماتی که به او بر اثر هجوم به در نیم سوخته خانهاش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. در ایام بیماری، به حضرت علی (ع) وصیت نمود که امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزین تا تربیت کننده فرزندان من باشد و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائکه برای من به تصویر کشیدند و به من نشان دادند و من را شبانه غسل دهید و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کنید و احدی از کسانی که در حق من ستم روا داشتهاند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه من حاضر نباشند. سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید حضرت فاطمه (ع) آب طلب نموده و به وسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامهای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچهای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر(ص)، بر اثر حوادث ناشی از هجوم آن لعینان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید. در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر روایات ، 18 سال بیشتر نمیگذشت و تنها 95یا75 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود. میان علمای شیعه، دو تاریخ مشهور و مقبول است: یکی هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر (ص) و دیگری نود و پنج روز با توجه به رحلت پیامبر اسلام (ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخة سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل ، شهادت حضرت زهرا(س) است و این ایام را فاطمیة اوّل می خوانند . اما بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت(س) در سوم تا پنجم جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیة دوم می خوانند. بنابراین؛ ایام فاطمیه جمعا 6 روز می باشد، 3 روز در ماه جمادی الاول و 3 روز در ماه جمادی الثانی فاطمیه اول از 15جمادی الاول است . فاطمیه دوم از سوم تا پنجم جمادی الثانی می باشد. مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت حضرت فاطمه (س)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین حضرت فاطمه (ع) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین ایشان به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (ع) بنا بر وصیت فاطمه (س) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمودو به امام حسن و امام حسین (ع) امر فرمودند: تا عدهای از صحابه راستین رسول خدا (ص) را که البته مورد رضایت حضرت فاطمه (س) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. اینان 7 نفر به نامهای ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود،بودند. پس از حضور آنان، امیر مؤمنان علی (ع)بر بدن مطهر فاطمه (س) نماز گزارد ندو سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه مینمودند، به تدفین حضرت فاطمه (س) پرداختند. هنگامی که تدفین فاطمه (س) به پایان رسید،. حضرت علی (ع) بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت که دشمنان ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام کدام است. و به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند که قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار کرد که علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود که موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و ار همه مهمتر اینکه خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند. به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده استو بعضی گفتهاند در بقیع نزدیک قبور ائمه بقیع است و بعضی گفتهاند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا که حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغهای بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و کسی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان
و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور امام مهدی (عجل) بزرگترین منجی الهی و
یازدهمین فرزند از نسل حضرت فاطمه (ع) در میان ائمه میباشند تا او مزار
مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عدالتی در
سراسر گیتی، پایان دهد.
[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ ] [ خادم الحسين (ع) ]
حضور قلب در نماز چگونه به دست میآید؟متأسفانه بسیاری از ما عبادتهای خود را بدون حضور قلب و با حواسپرتی کامل انجام می دهیم و به همین جهت است که یک عمر نماز می خوانیم، اما اثری از آثار معنوی و روح نواز آن را در خود نمی بینیم. لزوم تحصیل حضور قلب احادیث فراوانی دراین باره وارد شده که همه بر این مطلب تصریح می کنند که میزان قبولی نماز، بستگی به میزان حضور قلب در نماز دارد و به تناسب وجود حضور قلب، نماز مورد قبول واقع می شود. امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرماید: «اَن العبدَ لیُرفعُ لهُ مِن صلاتهِ نصفُها او ثلُثها او ربعُها او خمسُها و ما یرفعُ لهُ الّا ما اقبلَ علیهِ بقلبهِ؛[1] همانا از نماز انسان، نصفش، ثلثش، ربعش یا خمسش بالا برده می شود و آن مقداری از نماز که توجّه قلبی داشته باشد بالا برده می شود.» گر چه حضور قلب از شرایط صحت نماز نیست؛ یعنی با نبودن حضور قلب نماز باطل نمی شود و از لحاظ فقهی اشکالی ندارد. و لیکن چنین نمازی، قالبی و بی فضیلت و غیر مقبول است، یعنی بالا نمی رود و اثر معراجی خود را از دست می دهد. امکان کسب حضور قلب گاهی تصور می کنیم، تحصیل حضور قلب از امور مُحال است و از کسب آن، ناامید می شویم و به یک عبادت صوری و ظاهری اکتفاء می کنیم. چه بسا این ناامیدی، از فریب دادن خود نشأت بگیرد، به این معنا که برای فرار از نماز با حضور قلب، دایماً خود را فریب داده و مشکل بودن آن را بهانه ای برای ترک آن، قرار می دهیم. دلایلی برای امکان کسب حضور قلب وجود دارد که از جمله آنها موارد ذیل است: الف. وقوع حضور قلب بهترین دلیل برای امکان شیء، وقوع آن است. همین که پیغمبران ما و ائمه ـ علیهم السّلام ـ و اولیای خدا، بر حسب معرفت و ایمان و قرب و طلبشان، حضور قلب داشتند، دلیل بر امکان آن می باشد. ب. وجود دستور عمل وجود دستور جهت تحصیل حضور قلب از ناحیه رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ و بزرگانی که در این باره کتاب نوشته اند، همه دلیل بر امکان کسب آن می باشد، چرا که تکلیف و دستور به آنچه در توان نیست بی معنا و غلط است، زیرا تحصیل امر محال، محال است. مراتب حضور قلب گرچه درباره مراتب حضور قلب، سخنان بسیاری از بزرگان اهل معرفت رسیده، ولی ما به جهت مختصرگویی و ساده نویسی برآنیم تا با الهام از سخنان ارزشمند آنان به ذکر پنج مرتبه از مراتب حضور قلب بپردازیم. مرتبه اول: شخص نمازگزار باید اجمالا بداند که با خداوند سخن می گوید و حمد و ثنای او می کند، اگر چه به معانی الفاظ توجه نمی کند. این مرتبه برای آنانی است که معانی نماز را نمی دانند؛ حضرت امام خمینی ـ قدّس سره ـ از قول مرحوم شاه آبادی ـ قدّس سره ـ نقل می کند: «مثل این نحوه، به این صورت است که یکی، قصیده در مدح کسی بگوید و به طفلی که معانی آن را نمی فهمد بدهد که در محضر او بخواند و به طفل بفهماند که این قصیده در مدح این شخص است، البته آن طفل که قصیده را می خواند اجمالا می داند ثنای ممدوح را می کند، اگر چه کیفیت آن را نمی داند».[2] مرتبه دوم: علاوه بر مرحله قبلی، به معانی کلمات و اذکار نیز توجه داشته باشد و بداند که چه می گوید. امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: «من صلّی رکعتین یعلمُ ما یقولُ فیهِما. انصرَفَ و لیسَ بَینَهُ و بینَ الله ذنبٌ إلّا غفرَلَهُ؛[3] هر کس دو رکعت نماز بخواند در صورتی که بداند چه می گوید، از نماز فارغ می شود در حالی که بین او و خداوند گناهی نیست، مگر این که خداوند آنها را می بخشد». در این مرحله، قلب تابع زبان است. مرتبه سوم: اسرار عبادت و حقیقت اذکار و تسبیح و تحمید و سایر مفاهیم را بفهمد و در حال نماز به آنها توجه کند تا خوب بداند چه می گوید و چه می خواهد. مرتبه
چهارم: نمازگزار علاوه بر مراحل سابق، باید اسرار و حقایق اذکار را به طور
کامل در باطن ذاتش نفوذ داده و به مرحله یقین و ایمان کامل برسد. در این
صورت است که زبان از قلب پیروی می کند. قلب چون به آن حقایق ایمان دارد،
زبان را به اذکار وادار می کند. - عوامل حواسپرتی و درمان آن 1. هرزگی قوه خیال از اسباب محوری و اصلی حواسپرتی، فرّار بودن، و هرزگی قوه خیال است. 2. ویژگیهای قوّه خیال یکی
از ویژگیهای قوّه خیال، فرّار و متحرک بودن آن است، چون اگر تفکر نباشد،
هزاران خاطره و مسأله به ذهن انسان (در طی چند لحظه، بدون هیچ ارتباطی با
هم) می رسد. انواع خیالات در نماز در
نمازی که می خوانیم، تمام انواع چهارگانه تصوّرات خیالی که در ذیل می آید،
وجود دارد، مگر کسانی که قوه خیال را کاملا تربیت کرده و متمرکز بر نماز
کرده باشند. پس آنچه که در قوه خیال ما می آید از این چهار حالت خارج نیست، اگر چه گاهی در نماز قوّه خیال در امور پسندیده فعّالیّت می کند، و لیکن در جهت کسب حضور قلب، خیال در امور پسندیده هم باید کنترل شود و از پرواز آن به امور مختلف، خوب نگه داشته شود تا قلب یکسره متوجه خداوند گردد. 1. درمان الف. بیرون نماز باید در بیرون نماز، تمرین و ممارست در حفظ قوه خیال و متمرکز کردن آن صورت گیرد، به این صورت که در ابتدا تمرین کنیم که فکر و خیال خود را به امور خاصّی تمرکز بدهیم و دایماً مواظبت بنماییم که خیال به جایی دیگر نرود که اگر این تمرکز ادامه پیدا کند، آرام آرام می توانیم فکر و خیال خود را ضبط و نگهداری کنیم که هر کجا اراده کردیم حرکت کند. 2.کیفیت تغذیه قوه خیال هر یک از قوای ما محتاج به تغذیه مناسب خود می باشد. باید برای منظم کردن قوه خیال و جهت دادن به آن، از عوامل کنترل قوّه خیال و گفتن ذکر دایم با توجه و متمرکز کردن ذهن به امور پسندیده، استفاده کرد. از جمله امور پسندیده عبارتند از: یاد خدا بودن؛ تمام کارها و اعمال خود را نیت و هدف خدایی دادن؛ تفکر در مسائل علمیه و مسائل اعتقادیه (مبدأ و معاد) و وظایف انسانی و عملی (کسب اخلاق حسنه و رفتار انسانی)؛ مراقبت بر احوال و رفتار خود که چه مقدار منطبق با عقل، شرع و رضای خداوند است و هم چنین یادآوری گذرگاه بودن دنیا و مسافر بودن خود و دقّت و تعقّل به عجایب خلقت و آثار نظم و قدرت پروردگار؛ همه اینها عوامل کمک کننده در کنترل قوه خیال می باشد. ب. داخل نماز یکی از روشهای کنترل قوه خیال در نماز «تصمیم بر مخالفت است»؛ یعنی تصمیم بگیرد که خیال خود را متمرکز در نماز و یا معانی نماز نماید و هر وقت کنترل آن از اراده انسان خارج شد دوباره برگرداند. حضرت امام خمینی ـ قدّس سره ـ می فرماید: «طریقه عمده رام نمودن آن «عمل نمودن به خلاف است» و آن، چنان است که انسان در وقت نماز خود را مهیّا کند که حفظ خیال در نماز کند و آن را حبس در عمل نماید و به مجرّد این که بخواهد از چنگ انسان فرار کند آن را استرجاع نماید (برگرداند) و در هر یک از حرکات و سکنات و اذکار و اعمال نماز ملتفت حال آن (قوه خیال) باشد و از حال آن تفتیش نماید (جستجو کند) و نگذارد سر خود باشد و این در اوّل امر، کاری صعب (مشکل) به نظر می آید، ولی پس از مدتی عمل و دقت و علاج، حتماً رام می شود و ارتیاض پیدا می کند (ورزیده می شود)».[5] پی نوشتها: [1] . بحارالانوار، ج 84، ص 238.
[2] . امام خمینی، اربعین، ص 434. [3] . ثواب الاعمال، ص 72. [4] . بر همه ماست که در این مراتب به دقت تأمل نموده و درصدد تحصیل آنها باشیم؛ برای اطلاع بیشتر ر.ک: امام خمینی، اربعین، ص 434؛ ابراهیم امینی، خودسازی، ص 231؛ میرزا ملکی تبریزی، اسرار الصلوة، ص 307. [5] . آداب الصلوة، ص 44. [ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ ] [ خادم الحسين (ع) ]
|
| ||||||
| [ تنظیم وبلاگ : هیئت پنج تن ال عبــــــــا(ع) : خادم الحسین(ع) ] | |||||||